خرید بک لینک
عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو زیباتر ببینم تا من اونقد بخوام زنده بمونم، باهات رویامو تا آخر ببینم عجب جایی به داد من رسیدی تا من دنیارو تنهایی نگردم تو تنها آدمی هستی که هیچ وقت باهاش احساس ت

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

مولانا....

ناتوانم رفتم از دست ای حکیم دست بر من نه مگر خوش نیستم

ای گرفته آتشت زیر و زبر این چنین زیر و زبر خوش نیستم

چه خبر پرسی که بیجام لبت باخبر یا بیخبر خوش نیستم

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

تو اما معشوقه اى مى خواهىكه برايت پاييز را،شالِ گردن ببافد...يا از آن هايى كه ناز كردنشان،انصافاً آنقدر مرغوب است كه فقط بايد بخرى!من اما واژه ها را زير و رو ميكنم تا چيزى براى گرم كردن دلت بنويسم و

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

بی آنکه بخواهم تمام شدی...

همان طور که بی آنکه بخواهم...

تمامِ من شده بودی ...!

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

ای درد ای یاد یار سر رای برگشتنت آینه می کارم گلدونای دلتنگو رو پله می زارم لحظه های بی قصه رو طاقت ندارم چشم من به راه عشقه رفتنت گناه عشقه

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

رو به راه نیست احوالم شبا بد روزا درگیر کارم حالم خوش نیستتو منو کشتی پشت پنجره میشینم خنده این پشت نیستاخما توهن غصه ها کوهن انگار مجبورم که ازت دورمبی تو این شب ها چقده شومن چقده رفتارت تاثیر داره ر

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

دو قدم مانده که پاییز به یغما بروداین همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ دنیا برود هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد......دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟گله هارابگذار!ناله هارابس کن!روزگارگوش ندارد که تو هی

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

چهار حرفی عزیزم... تو یه روز سرد زمستونی اومدی... تو خندیدی و عشق در قلب من که به خواب زمستانی رفته بود، بیدار شد... تو می خندی و عشق در قلب من بیدار می شود و من می خندم و گل های لب طاقچه شکوفه می دهن

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

همیشه اولین ها زیبایند، لطیفند... اولین ها تمام نمی شوند،ماندگارند تا به همیشه...تا به آخرین نفس هایت در خاطرت می مانند...درست مثل آن روز...آن روز ک نامم را صدا کردی،دستانم یخ کرد و صدای تپش هایم هم م

برچسب: نویسنده: سجاد رستگار تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 16:54

صفحه بندی